طاعون نشخوارکنندگان کوچک (Peste des petits ruminants; PPR) یکی از بیماری‌های ویروسی مهم و واگیردار گوسفند و بز است که خسارت‌های قابل‌توجهی به تولید دام، امنیت غذایی و معیشت دامداران وارد می‌کند. این بیماری که عامل آن ویروسی از جنس Morbillivirus است، با تب، ترشحات چشمی و بینی، ضایعات فرسایشی دهان، اسهال و پنومونی مشخص می‌شود و در برخی جمعیت‌های حساس می‌تواند با مرگ‌ومیر بالا همراه باشد.

از محدودیت‌های پوشش واکسیناسیون و زنجیره سرد تا جابه‌جایی دام، پایش بیماری و تأمین مالی پایدار

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) و سازمان جهانی بهداشت دام (WOAH) از سال ۲۰۱۵ راهبرد جهانی کنترل و ریشه‌کنی این بیماری را دنبال کرده‌اند و هدف برنامه جهانی، دستیابی به جهانی عاری از PPR تا سال ۲۰۳۰ است. یکی از مزیت‌های مهم این برنامه، وجود واکسن‌های مؤثری است که می‌توانند در دام واکسینه‌شده ایمنی محافظتی طولانی‌مدت و در شرایط مناسب، مادام‌العمر ایجاد کنند.

با وجود این ابزار مؤثر، بیماری همچنان در بسیاری از مناطق جهان وجود دارد. علت اصلی این وضعیت را نباید صرفاً در عملکرد خود واکسن جست‌وجو کرد؛ زیرا ریشه‌کنی یک بیماری مستلزم اجرای هماهنگ واکسیناسیون، مراقبت اپیدمیولوژیک، تشخیص آزمایشگاهی، کنترل جابه‌جایی دام، مشارکت دامداران و تأمین منابع پایدار است.

در واقع، وجود واکسن مؤثر شرطی اساسی برای ریشه‌کنی است، اما به‌تنهایی برای تحقق آن کافی نیست.

۱. پوشش ناکافی واکسیناسیون و باقی ماندن جمعیت‌های حساس

یکی از مهم‌ترین موانع ریشه‌کنی PPR، واکسینه نشدن تمام دام‌های هدف یا باقی ماندن بخش قابل‌توجهی از جمعیت در معرض خطر است.

حتی اگر واکسن در شرایط استاندارد ایمنی مناسبی ایجاد کند، در صورتی که بخش‌هایی از جمعیت دام واکسینه نشوند، ویروس همچنان می‌تواند در میان دام‌های حساس گردش کند. این مسئله در مناطقی که گله‌ها پراکنده‌اند، دامداری به‌صورت کوچ‌رو انجام می‌شود یا دسترسی به خدمات دامپزشکی محدود است، اهمیت بیشتری دارد.

همچنین، پوشش واکسیناسیون باید بر اساس جمعیت واقعی و به‌روز دام‌ها محاسبه شود. شمار دزهای توزیع‌شده یا تزریق‌شده به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که چه درصدی از جمعیت هدف واقعاً واکسینه شده‌اند. ممکن است برخی دام‌ها بیش از یک‌بار واکسینه شوند، درحالی‌که گله‌های دیگر کاملاً از برنامه جا بمانند.

راهبرد جهانی فائو و WOAH بر واکسیناسیون هدفمند، با پوشش بالا در مناطق پرخطر و متناسب با اطلاعات اپیدمیولوژیک تأکید دارد. در برنامه جهانی، هدف‌گذاری پوشش بسیار بالا، در برخی مناطق پرخطر تا حدود ۱۰۰ درصد، برای دستیابی به ایمنی جمعیتی موردنیاز مطرح شده است؛ البته برنامه اجرایی باید با شرایط هر منطقه و داده‌های مراقبت بیماری تطبیق داده شود.

بنابراین، موفقیت واکسیناسیون تنها به تعداد دزهای مصرف‌شده وابسته نیست؛ بلکه به شناسایی دقیق جمعیت هدف، دسترسی به گله‌ها و پوشش مؤثر و مستمر وابستگی دارد.

۲. دشواری دسترسی به گله‌های کوچ‌رو و جابه‌جایی دام

در بسیاری از مناطق آفریقا، خاورمیانه و آسیا، پرورش گوسفند و بز با جابه‌جایی فصلی دام‌ها و نظام‌های دامداری کوچ‌رو یا نیمه‌کوچ‌رو همراه است. این الگوی پرورش، برنامه‌ریزی واکسیناسیون و مراقبت بیماری را پیچیده می‌کند.

گله‌هایی که در فصل‌های مختلف میان مراتع، روستاها، بازارها و مناطق مرزی جابه‌جا می‌شوند، ممکن است از برنامه‌های واکسیناسیون منطقه‌ای جا بمانند. نبود نظام شناسایی و ثبت قابل‌اتکای دام‌ها نیز تعیین وضعیت واکسیناسیون و پیگیری گله‌های در معرض خطر را دشوار می‌کند.

از سوی دیگر، انتقال دام آلوده یا در دوره نهفتگی بیماری می‌تواند ویروس را به مناطقی وارد کند که پیش‌تر کنترل بهتری بر بیماری داشته‌اند. در چنین شرایطی، حتی اجرای موفق واکسیناسیون در یک منطقه لزوماً از ورود مجدد ویروس از مناطق مجاور جلوگیری نمی‌کند.

به همین دلیل، کنترل PPR نیازمند همکاری میان مناطق و کشورهای همسایه، هماهنگی زمان اجرای برنامه‌های واکسیناسیون و تقویت مراقبت در مسیرهای جابه‌جایی دام است. اقدامات کنترلی در سطح یک منطقه زمانی پایدارتر خواهند بود که با وضعیت اپیدمیولوژیک مناطق مرتبط نیز هماهنگ شوند.

۳. مشکلات زنجیره سرد و کیفیت اجرای واکسیناسیون

اثربخشی یک واکسن فقط به ویژگی‌های آن در زمان تولید وابسته نیست؛ شرایط نگهداری، حمل‌ونقل، آماده‌سازی و مصرف نیز بر کیفیت اجرای برنامه واکسیناسیون تأثیر می‌گذارند.

واکسن‌های زنده تضعیف‌شده PPR از ابزارهای اصلی کنترل بیماری هستند. این واکسن‌ها در صورت تولید باکیفیت و مصرف صحیح می‌توانند پاسخ ایمنی محافظتی مناسبی ایجاد کنند؛ بااین‌حال، حساسیت فرآورده به شرایط نامناسب نگهداری و حمل‌ونقل، مدیریت زنجیره سرد را به یکی از الزامات مهم واکسیناسیون تبدیل می‌کند.

اختلال در زنجیره سرد، تأخیر در انتقال واکسن به محل مصرف، آماده‌سازی نامناسب و رعایت نکردن دستورالعمل اختصاصی فرآورده ممکن است کیفیت واکسن در زمان تجویز را تحت تأثیر قرار دهد. در نتیجه، صرف تحویل واکسن به مراکز دامپزشکی یا رساندن آن به منطقه هدف، تضمین‌کننده اجرای موفق برنامه نیست.

برای کاهش این خطرها، لازم است شرایط نگهداری و حمل‌ونقل مطابق برچسب و دستورالعمل همان فرآورده رعایت شود، تجهیزات موردنیاز در دسترس باشند و کارکنان مسئول واکسیناسیون آموزش کافی دیده باشند. همچنین، ثبت اطلاعات مربوط به هر نوبت واکسیناسیون می‌تواند در بررسی مشکلات احتمالی و ارزیابی کیفیت اجرای برنامه کمک‌کننده باشد.

بنابراین، تأمین واکسن باکیفیت باید همراه با تضمین کیفیت در زنجیره توزیع و مصرف باشد.

۴. ضعف نظام مراقبت و تشخیص بیماری

ریشه‌کنی یک بیماری تنها به کاهش موارد بالینی محدود نمی‌شود؛ بلکه لازم است وجود یا نبود گردش عامل بیماری با شواهد معتبر ارزیابی شود.

PPR بیماری قابل‌گزارش به WOAH است و تشخیص و گزارش‌دهی موارد آن در چارچوب برنامه‌های رسمی کنترل و ریشه‌کنی اهمیت دارد. بااین‌حال، در مناطقی که دام‌ها پراکنده‌اند، خدمات دامپزشکی محدود است یا گزارش موارد مشکوک به‌صورت منظم انجام نمی‌شود، بخشی از رخدادهای بیماری ممکن است شناسایی نشوند.

علائم بالینی PPR نیز به‌تنهایی برای تأیید قطعی بیماری کافی نیستند؛ زیرا برخی نشانه‌ها می‌توانند با بیماری‌های دیگر نشخوارکنندگان کوچک هم‌پوشانی داشته باشند. ازاین‌رو، بررسی اپیدمیولوژیک و استفاده از روش‌های تشخیصی آزمایشگاهی معتبر، متناسب با مرحله بیماری و هدف بررسی، اهمیت دارد.

روش‌هایی مانند واکنش زنجیره‌ای پلیمراز با رونویسی معکوس (RT-PCR) برای شناسایی ماده ژنتیکی ویروس و آزمون‌های سرولوژیک برای بررسی پاسخ آنتی‌بادی، در برنامه‌های تشخیص و پایش کاربرد دارند. انتخاب آزمون باید با توجه به سؤال تشخیصی، زمان نمونه‌گیری و دستورالعمل‌های معتبر انجام شود.

تقویت شبکه آزمایشگاه‌ها، آموزش نیروهای میدانی، بهبود نظام گزارش‌دهی و تبادل به‌موقع اطلاعات می‌تواند احتمال شناسایی دیرهنگام کانون‌های بیماری را کاهش دهد. بدون مراقبت حساس و قابل‌اعتماد، ارزیابی دقیق پیشرفت به سمت ریشه‌کنی دشوار خواهد بود.

۵. چرا پس از واکسیناسیون نیز پایش ضروری است؟

واکسیناسیون، مداخله‌ای پیشگیرانه است؛ اما برای ارزیابی موفقیت آن باید شواهد مستقلی از کیفیت اجرا و وضعیت بیماری در جمعیت هدف به دست آورد.

ارزیابی پس از واکسیناسیون (Post-vaccination Evaluation; PVE) می‌تواند به بررسی پوشش واکسیناسیون، پاسخ ایمنی و عملکرد برنامه کمک کند. در این ارزیابی، روش نمونه‌گیری، زمان جمع‌آوری نمونه‌ها، نوع آزمون و ویژگی‌های جمعیت مورد بررسی باید به‌درستی در نظر گرفته شوند.

برای مثال، مشاهده پاسخ آنتی‌بادی در نمونه‌ای از دام‌های واکسینه‌شده می‌تواند اطلاعاتی درباره پاسخ ایمنی ارائه دهد، اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که ویروس در کل منطقه از بین رفته است. به همین ترتیب، کاهش موارد بالینی بدون بررسی کیفیت مراقبت و وضعیت گردش ویروس، برای اعلام ریشه‌کنی کافی نیست.

اگر موارد مشکوک در گله‌های واکسینه‌شده مشاهده شوند، بررسی باید مجموعه‌ای از عوامل را دربرگیرد: پوشش واقعی واکسیناسیون، شرایط نگهداری و مصرف واکسن، زمان واکسیناسیون، وضعیت ایمنی دام‌ها و شواهد آزمایشگاهی و اپیدمیولوژیک.

به این ترتیب، پایش پس از واکسیناسیون نه‌تنها برای ارزیابی عملکرد برنامه، بلکه برای شناسایی نقاط ضعف و اصلاح راهبردهای کنترل اهمیت دارد.

۶. محدودیت منابع مالی و ظرفیت اجرایی خدمات دامپزشکی

اجرای برنامه ریشه‌کنی به هزینه‌هایی فراتر از خرید واکسن نیاز دارد. تأمین نیروی انسانی، حمل‌ونقل، تجهیزات نگهداری، نمونه‌گیری، آزمایش‌های تشخیصی، آموزش دامداران، ثبت اطلاعات و ارزیابی نتایج همگی بخشی از هزینه‌های برنامه هستند.

اگر بودجه تنها برای تهیه واکسن اختصاص یابد، اما منابع کافی برای رساندن آن به گله‌ها، اجرای صحیح واکسیناسیون و مراقبت پس از آن وجود نداشته باشد، دستیابی به پوشش مؤثر دشوار خواهد شد.

این مشکل به‌ویژه در مناطقی که دامداری پراکنده است یا دسترسی به زیرساخت‌های دامپزشکی محدود است، اهمیت دارد. در چنین شرایطی، تأمین مالی ناپایدار می‌تواند باعث وقفه در برنامه‌ها، پوشش نامتوازن مناطق و دشواری در حفظ دستاوردهای کنترل بیماری شود.

فائو و WOAH در راهبرد جهانی PPR بر تقویت خدمات دامپزشکی، برنامه‌ریزی ملی و منطقه‌ای، مشارکت دامداران و تأمین منابع موردنیاز برای اجرای برنامه‌های کنترل تأکید دارند. استمرار این حمایت‌ها برای دستیابی به وضعیت عاری از بیماری و حفظ آن ضروری است.

۷. چرا ریشه‌کنی به همکاری منطقه‌ای نیاز دارد؟

PPR یک بیماری واگیر فرامرزی است؛ بنابراین، کنترل آن در مرزهای اداری یک کشور یا منطقه محدود نمی‌ماند. جابه‌جایی دام، ارتباط میان بازارها و مراتع و تفاوت در سطح پوشش واکسیناسیون می‌توانند بر احتمال ورود و تداوم بیماری تأثیر بگذارند.

اگر یک کشور به پوشش واکسیناسیون بالا و نظام مراقبت مؤثر دست یابد، اما در مناطق مرتبط یا کشورهای همسایه گردش ویروس ادامه داشته باشد، خطر ورود مجدد بیماری همچنان وجود خواهد داشت. این مسئله لزوم تبادل اطلاعات، هماهنگی برنامه‌های واکسیناسیون و تقویت مراقبت در مناطق مرزی را برجسته می‌کند.

برنامه جهانی کنترل و ریشه‌کنی PPR بر رویکرد مرحله‌ای استوار است. در این رویکرد، کشورها بر اساس وضعیت اپیدمیولوژیک، ظرفیت تشخیصی، کیفیت نظام مراقبت و اقدامات پیشگیری و کنترل ارزیابی می‌شوند. حرکت به سمت مراحل پیشرفته‌تر مستلزم ارائه شواهد معتبر از کاهش خطر و در نهایت نبود گردش ویروس است.

بنابراین، اعلام موفقیت در کنترل بیماری باید بر پایه داده‌های معتبر و معیارهای رسمی انجام شود، نه صرفاً بر اساس تعداد دام‌های واکسینه‌شده یا کاهش گزارش‌های بالینی.

آیا ریشه‌کنی PPR امکان‌پذیر است؟

با وجود چالش‌های اجرایی، ویژگی‌های زیستی PPR فرصت‌های مهمی برای ریشه‌کنی فراهم می‌کنند. این بیماری دارای یک سروتیپ شناخته‌شده است، واکسن مؤثر در دسترس قرار دارد و ابزارهای تشخیصی مناسبی برای شناسایی عفونت و پایش پاسخ ایمنی وجود دارند. همچنین، برخلاف برخی بیماری‌های عفونی، ناقل زیستی شناخته‌شده‌ای در چرخه انتقال PPR نقش ندارد و مخزن پایدار شناخته‌شده‌ای خارج از نشخوارکنندگان کوچک اهلی برای حفظ ویروس تعریف نشده است.

این ویژگی‌ها از نظر علمی به نفع برنامه ریشه‌کنی هستند؛ اما نتیجه نهایی به میزان موفقیت در پوشش جمعیت هدف، شناسایی کانون‌های باقی‌مانده، کنترل جابه‌جایی دام و حفظ ظرفیت‌های دامپزشکی وابسته است.

تجربه جهانی ریشه‌کنی طاعون گاوی (Rinderpest) نیز نشان می‌دهد که وجود واکسن مؤثر، در کنار راهبرد هماهنگ، مراقبت دقیق، همکاری بین‌المللی و تعهد پایدار کشورها، می‌تواند زمینه دستیابی به ریشه‌کنی یک بیماری دامی را فراهم کند.

جمع‌بندی

دشواری ریشه‌کنی طاعون نشخوارکنندگان کوچک به معنای ناکارآمد بودن واکسن آن نیست. چالش اصلی، تبدیل توانایی علمی واکسن به پوشش ایمن‌سازی مؤثر و پایدار در جمعیت‌های هدف و اثبات توقف گردش ویروس در سطح کشورها و مناطق است.

پوشش ناکافی واکسیناسیون، دشواری دسترسی به گله‌های کوچ‌رو، مشکلات زنجیره سرد، ضعف مراقبت و تشخیص، محدودیت منابع مالی و نبود هماهنگی منطقه‌ای از جمله عواملی هستند که می‌توانند پیشرفت برنامه ریشه‌کنی را کند کنند.

ازاین‌رو، موفقیت پایدار مستلزم ترکیب واکسن باکیفیت، واکسیناسیون مبتنی بر شواهد، ارزیابی پس از واکسیناسیون، مراقبت آزمایشگاهی و میدانی و همکاری مؤثر میان دامداران، خدمات دامپزشکی و نهادهای بین‌المللی است. تنها با چنین رویکرد جامعی می‌توان هدف جهانی ریشه‌کنی PPR تا سال ۲۰۳۰ را پیگیری کرد و زمینه حفظ وضعیت عاری از بیماری را فراهم ساخت.

منابع علمی و سازمانی

۱. سازمان جهانی بهداشت دام (WOAH)

Peste des petits ruminants. صفحه رسمی بیماری؛ شامل اطلاعات درباره عامل بیماری، واکسیناسیون، راهبرد جهانی و اهداف ریشه‌کنی.

 

۲. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO)

Global Programme for the Control and Eradication of Peste des petits ruminants — Components.

 

۳. Progress towards Eradication of Peste des Petits Ruminants through Vaccination.

 

۴. Peste des Petits Ruminants in the Middle East: Epidemiological Situation and Status of Control and Eradication Activities after the First Phase of the PPR Global Eradication Program (2017–2021).

 

۵. A Scoping Review on Progression Towards Freedom from Peste des Petits Ruminants (PPR) and the Role of the PPR Monitoring and Assessment Tool (PMAT).

 

۶. WOAH. Blueprint – Peste des Petits Ruminants Global Eradication Programme II & III.

 

ترجمه و گردآوری توسط واحد دامپزشکی شرکت دانش بنیان پسوک